تبليغاتX
بیایید ایرانی آباد و توانا بسازیم
پيشرفت‌ و شكوفايي‌ فرد، عامل‌ رشد و بالندگي‌ خانواده‌، راز ترقي‌ و صعود جامعه‌ و رمز پويندگي‌ است صفحه نخست ایمیل مدیر
بیایید ایرانی آباد و توانا بسازیم

چكيده:

يكي از معدود كاميابي‌هاي جنبش اكولوژيست در بيست سال گذشته، فهماندن اين نكته مهم به رهبران و دولتمردان سياسي بوده است كه براي كشور‌هاي جنوب، صنعتي سازي دوره‌اي سرآمده است. ولفگانگ ساچس، پژوهشگر اقتصادي اكولوژي، در مصاحبه با روزنامه لوموند به اين مسأله، مفصل‌تر مي‌پردازد.

 شما مفهوم توسعه را شديداً مورد انتقاد قرار مي‌دهيد. چرا؟

«توسعه» مفهومي افول كرده است كه به گذشته تعلق دارد و امروز ديگر نمي‌تواند به عنوان راهنما و خط مشي اقتصادي براي يك كشور مطرح باشد. هيچ كس نمي‌داند واقعاً توسعه چيست. از هر كسي مي‌ خواهيد سوال كنيد. مطمئناً با پاسخهاي مختلفي رو به رو مي‌شويد. چرا؟  دلايل متعددي وجود دارد. نخست اين كه طرح مفهوم توسعه قبل از هر چيز طرح يك هدف سياسي بود كه پنجاه سال پيش به وسيله رئيس جمهور ترومن، ارايه شد. رئيس جمهور وقت آمريكا، در سال 1949 ايده‌اي را مطرح كرد مبني بر اين كه مي‌توان يك «جامعه يا يك اقتصاد را به مثابه يك تلاش تاريخي» توسعه داد. توسعه قبل از هر چيز استراتژي غرب براي مقابله با كمونيسم بود. در عين حال بر پايه اين تفكر استوار بود كه هر كشوري مي‌تواند خودش را به قافله كشورهاي توسعه يافته برساند، اما در عمل عكس اين حالت اتفاق افتاد؛ نه تنها عقب ماندگي كشورهاي توسعه نيافته جبران نشد، بلكه شكاف ميان شمال و جنوب آنقدر عميق شد كه امروز هيچكس نمي‌تواند حتي تصور كند كه روزي اين شكاف مرتفع شود. امروز تعداد افراد فقير در جهان بيش از هر زمان ديگر است؛ و فاصله جنوب و شمال هرگز تا اين حد زياد نبوده است.

 

● هدف توسعه اين نيست كه همه ابناي بشر در يك سطح قرار داشته باشند؛ بلكه هدف اين است كه هر انساني غذايي براي خوردن، لباسي براي پوشيدن و امكاناتي براي تعليم و تربيت فرزندانش داشته باشد. آيا مي‌توان گفت كه توسعه نمي‌تواند پاسخگوي اين نيازهاي اساسي باشد؟

من باشما موافق نيستم. طي بيست سال نخست تاريخ توسعه، اتفاقاً موضوع دستيابي به سطح رفاه و بهره‌مندي اروپا و ايالات متحده مطرح بوده است. ايده توسعه مطرح شده از سوي ترومن- كه با تأييد و حمايت شمار زيادي از رهبران از جمله نهرو همراه شد-، بر اين پايه استوار بود: آنچه در كشورهاي ثروتمند طي يك دوره صد ساله روي داد تا آنها به سطح بالايي از رفاه و بهره‌مندي برسند، مي‌تواند ظرف چند دهه در كشورهاي ديگر رخ بدهد. آن تعريفي را كه شما ارايه مي‌كنيد- مبتني بر تأمين نيازهاي اساسي- بعدها مطرح شد؛ يعني در دهه هفتاد كه ديگر هيچكس نمي‌توانست منكر افزايش فقر در جهان بشود.

ميل دارم اينجا دوباره مفهوم آغازين توسعه را بيشتر بشكافم. همچنان كه گفتم طرح اين ايده در چارچوب برنامه مقابله غرب با كمونيسم جاي مي‌گيرد. طراحان آن نيز در آن زمان وعده مي‌دادند كه در سايه اجراي سياست توسعه، كشورهاي توسعه نيافته مي‌توانند به سطح پيشرفت كشورهاي ثروتمند دست يابند و بالاخره اين كه گفته مي‌شد توسعه مي‌تواند در مدت زمان نامحدودي اتفاق بيفتد و بي‌وقفه ادامه داشته باشد. البته با بروز بحران زيست محيطي، معلوم شد كه چنين چيزي امكان ندارد و فرآيند توسعه نمي‌تواند تا بي‌نهايت ادامه يابد. نكته‌اي كه اينجا بايد مطرح كنم، كه خودش دليلي است بر پايان توسعه، اين است كه  اين مفهوم در ارتباط با مفهوم «دولت» ابداع شد.

سوال اين است كه چه چيزي توسعه مي‌يابد؟ جامعه؛ و چه كسي يا نهادي توسعه را به انجام مي‌رساند؟ دولت؛ در عين حال توسعه پيوند نزديكي با اوج‌گيري مفهوم ملت داشته است كه با تلاش و مبارزه تاريخي‌اش بايد زمينه ساز موفقيت سياست توسعه باشد، اما امروز مفهوم دولت- ملت رنگ باخته است. دولت ديگر نه هدف و نه عامل توسعه است واين ابداً اتفاقي نيست كه امروز ميزان سرمايه‌گذاري خصوصي از ميزان كمكهاي دولتي و هزينه‌هاي عمومي بيشتر است.

 

● آيا توسعه واقعاً محدود است؟ هم اكنون ايالات متحده شاهد يك رشد اقتصادي پايدار است. همين طور اروپا و برخي نقاط ديگر جهان.

وقتي كسي از كارآمديهاي رشد اقتصادي صحبت مي‌كند، كافي است از او بپرسيد: بحران آب به كجا مي‌انجامد؟ پروتكل كيوتو چه مي‌شود؟ چه تعداد از جنگل‌هاي حاره‌اي در سي‌سال آينده باقي خواهد ماند؟ و …. چنين فردي در پاسخ به اين پرسش ها درمانده مي‌شود و مي‌گويد: من چه كاري مي‌توانم انجام دهم؟ يكي از معدود موفقيتهاي جنبش اكولوژيست در بيست سال اخير فهماندن اين موضوع به رهبران و تصميم‌گيران سياسي بود كه يك جاي كار اين رشد اقتصادي مي‌لنگد. امروز ديگر رشد اقتصادي شور و شادي بر نمي‌انگيزد، بلكه در ماندگي وعجز هم در پي دارد.

 

● اما در كشورهاي فقير چگونه مي‌توان بدون رشد اقتصادي، بيكاري و فقر را از بين برد؟

مي‌توان گفت نوعي بيكاري در اين كشورها ايجاد شده است. به عنوان مثال، از سال 1950به اين طرف نزديك به پنجاه ميليون نفر در جهان مجبور شدند خانه و كاشانه‌شان را به خاطر سد‌سازي در محل سكونت و كارشان ترك كنند؛ سدهايي كه نهرو از آنها به عنوان «بناهاي معظم توسعه» ياد مي‌كرد. واقعيت اين است كه اين سدها زندگي و كار عده‌اي را بهبود مي‌بخشيدند و درمقابل، وضع زندگي و معيشت عده‌اي ديگر را خراب مي‌كردند. تا همين سي سال پيش اكثر مردم وضع مناسبي داشتند، اما آنها مجبور شدند اين منابع را ترك كنند. چرا كه توسعه و توسعه‌گري به اين منابع نياز داشت و اين گونه بود كه آب و جنگل و معدن و خاك در خدمت توسعه قرار گرفت؛ مردم از اين منابع رانده شدند يا حداكثر كنترلشان بر آنها تضعيف شد. در مقابل، توسعه براي مقابله با فقر وارد كارزار شد، اما در عمل به از بين بردن ابزار و منابع زندگي و در نتيجه ايجاد فقر و مسكنت بيشتر همت گماشت.

 

● اما وقتي بيش از 3/1 جمعيت بشر، در فقر به سر مي‌برد و رشد جمعيت هم بي‌وقفه ادامه دارد، چه مي‌توان كرد؟

بايد نكته‌اي را در اينجا روشن كنم؛ كسادي وانفعال را در مقابل توسعه پيشنهاد نمي‌كنم. اين طور نيست كه بگوييم بايد دست روي دست گذاشت و به خاطر حفظ منابع، بيكار نشست. من مي‌گويم هر نوع تغيير و حركت اجتماعي ضروري است، اما نه در چارچوب توسعه متعارف؛ چرا كه اين نوع توسعه اساساً پيروي از الگوي شمال را توصيه مي‌كند. در كشوري مثل هند، براي بهبود وضع فقرا، بهترين كار اين است كه حق بهره‌برداري اقوام و جمعيت‌ها از منابع محلي را برقرار سازيم؛ به گونه‌اي كه آنها به راحتي از اين حق محروم نشوند. حركت قدرتمندي در هند در همين راستا آغاز شده است. از نظر زيست محيطي اين مسأله خيلي مهم است؛ زيرا ماده حياتي (Biomasse) موجود در طبيعت مهمترين و اصلي‌ترين منبع در هند است. اگر از من بپرسيد آينده هند در دراز مدت در چه عرصه‌اي از عرصه‌هاي اقتصادي رقم مي‌خورد، در پاسخ خواهم گفت كه آينده هند پرداختن به اقتصادي متكي بر انرژي خورشيدي و ماده حياتي موجود در طبيعت است،‌ نه اقتصادي متكي بر زغال‌سنگ كه يك انرژي فسيلي است. اما اين ماده حياتي كجاست؟ در روستاها‌ و كوهستانها؛ لازم است كه مردم از اين منبع مهم حفاظت كنند، اگر آنها مشاهده نمايند كه سود و صلاح‌شان در حفظ اين منبع است؛ چنين مي‌كنند. محافظت از محيط زيست، دقيقاً با احياي حقوق اقوام و جمعيت‌ها ممكن مي‌شود.

 

● شما مي‌خواهيد بگوييد كه كشورهاي توسعه نيافته بهتر است الگوي غربي را رها كنند؟

به جاي استفاده از اين تعبير، بهتر است بگوييم آنها فاصله لازم با الگوي غربي را حفظ نمايند و احتياط كنند به درون دامهاي اين الگو فرو نيفتند. بايد واقع بين بود؛ هيچ كس نمي‌تواند دنياي مدرن را منكر شود. يك نمونه در اين مورد به يك طرح ابتكاري در پرو مربوط مي‌شود كه طي آن آن عده‌اي در پي احياي كشاورزي بومي هستند؛ در عين حال آنها در امروز و اكنون زندگي مي‌كنند و مثلاً از تلويزيون هم بهره مي‌برند.

 

● چه كسي در برابر اقتصاد قبيله‌اي سد ايجاد مي‌كند: قدرتهاي حاكمه در كشورهاي جنوب، نهادهاي بين‌المللي مثل صندوق بين‌المللي پول (IMF) و بانك جهاني، يا اين كه جذابيت الگوي غربي مانع مي‌شود؟

نخست بايد بگويم كه شمال و جنوب ديگر واحدهايي جغرافيايي نيستند؛ امروز ما جلوه‌هاي جنوب را در حاشيه‌نشينهاي پاريس يا جلوه‌هاي شمال را در ميان طبقه متوسط هندوستان مشاهده مي‌كنيم. مي‌توان گفت كه طبقه متوسط در سطح جهان اصلي‌ترين دارندگان خودرو هستند؛ تقريباً پانصدميليون نفر در جهان يا به عبارت ديگر، اگر سه نفر را به ازاي هر خودرو در نظر بگيريم، 5/1 ميليارد نفر در جهان از خدمات خودروي شخصي بهره مي‌برند. اين عده تقريباً ي25% كل جمعيت جهان را تشكيل مي‌دهند كه 80% منابع كره زمين را مصرف مي‌كنند.

بعد از مقدمه مي‌توانم بگويم كه مهمترين مانع در مقابل اقتصاد قومي و قبيله‌اي، حرص و طمع اين طبقه مصرف‌كننده در سطح جهان است. وزن و قدرت اين طبقه بسيار زياد است. آنچه ما از ثروت مي‌شناسيم، امروز به همين اقليت تعلق دارد. اقليتي كه مصرف كننده اصلي خودرو، كشاورزي صنعتي وتغذيه به شكل فعلي است؛ و مسلم است جامعه‌اي كه بر پايه اين اقليت شكل مي‌گيرد، براي فقرا بهره‌مندي و رفاهي به ارمغان نمي‌آورد. اين جامعه، متعلق به همان اقليت است كه آن را بنا نهاده؛‌ اتفاقاً اكولوژي حقيقي هم در همين جا نمود مي‌يابد: قبل از آن كه مسأله حفاظت از پرندگان در ميان باشد، بايد شرايط برقراري نوعي شهروندي متعادل جهاني را فراهم كنيم.

 

● آيا مي‌توان بدون تلاش غربي‌ها به اين مهم دست يافت؟

بدون شك خير؛ مسؤوليت قبل از هر كس متوجه بخش شمالي طبقه متوسط جهان است. اين هم دليل ديگري براي پرهيز از توسعه؛ اين طبقه از كمك به فقرا وارتقاي سطح زندگي فرودستان حرف مي‌زند، اما واقعيت آن است كه ثروتمند شدن فرادستان مدنظر است. برقراري عدالت كه امروز صحبتش در ميان است، قبل از آن كه با پرداختن به وضع فقرا محقق شود، با پرداختن به چگونگي توزيع ثروت عملي مي‌گردد. مسؤوليت ما امروز اين است كه اقتصاد‌هايي سبك‌تر، كم‌حجم‌تر، شفاف‌تر و كارآمد ايجاد كنيم كه داده‌هاي كمتري در آن نقش ايفا كند.

 

● اگر غرب به طرف اين شهروندي جهاني گرايش پيدا كند، بدان معناست كه بخشي از قدرت خودش را از دست مي‌دهد. مي‌دانيم كه قدرت ايالات متحده و اروپا به ثروت آنها وابسته است.

در اينجا ما بايد انقلاب اطلاعات را هم لحاظ كنيم. اين مرحله‌اي انتقالي است كه بر مرحله انتقالي گذر از اقتصاد كشاورزي به اقتصاد صنعتي قابل مقايسه است، اما من چندان مطمئن نيستم كه همچون گذشته، قدرت سياسي، تابعي از قدرت صنعتي و ميزان مصرف منابع باشد. جامعه صنعتي و خود مدرنيته خودشان را با چالش پيدايي چشم‌اندازهاي تازه در عرصه اقتصاد مواجه مي‌بينند.

جامعه اطلاعاتي پايدار كدام است و چه ويژگيهايي دارد؟ من نمي‌دانم. اما چنين جامعه‌اي يك تغيير فرهنگي مهم را به همراه دارد؛ اين كه ديگر قوي‌ترين و بزرگترين، كسي است كه بهترين اطلاعات شبكه اطلاع رساني را دارد. شايد جامعه اطلاعات با گشودن چشم‌اندازهاي جديد، خداحافظي با  جامعه مصرفي را آسانتر كند.منبع: ماه نامه - سياحت غرب - 1382 - سال اول، شماره 8، بهمن

نوشته شده توسط یلدا معتمدی جهرمی در یکشنبه بیست و هشتم بهمن 1386
لينك مطلب


  • درباره وبلاگ
  • رئيس‌جمهور : اساس اولى پيشرفت، خودباورى، مجاهدت و تلاش علمى و تحقيقاتى است
    ‌«اميد است با مجاهدت، عزم، مشاركت و نظارت مستمر ملى و تلاش بى وقفه، عالمانه و شجاعانه مردم به خصوص جوانان عزيز و پشتيبانى همه جانبه دولت خدمتگزار و ساير قوا راه ترقى و تعالى به سرعت طى شود و قله هاى علم، معرفت و پيشرفت فتح گردد و ملت ما بر بام عزت جهانى بدرخشد. ملت ما شايستگى اين افتخار را دارد و به لطف خدا اين امرى دست يافتنى و شدنى است.»...
  • نقل قول از TAKP30
  • نویسنده
  • جستجو
  • :جستجو در گوگل
    :جستجو در همین صفحه

  • آمارسایت
  • »افراد آنلاين:
    »تعداد بازديدها:
    »کاربر: Admin

  • کدهای شما

  • *
    *
    *
    *
    *
    *
    *

  • Design By TAKP30
  • طراحي قالب با


    POWERED BY
    BLOGFA.COM

    کپي برداري از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز ميباشد .

    All Rights Reserved 2005-2006 © by irane1400.blogfa.com